|
آشفته بازار
|
یک رویا یک تصویر مبهم از گذشته و تصویری
از جنس حباب در آبی شفاف رودخانه ای از آینده. شاید هم گذشته
رویا بود و هم آینده رویایی از گذشته وحال یک
ابهام است ابهامی از رویاهای گذشته و آینده.تصویرهای
گذشته در لحظه حال مبهم اند وبا رویاهای آینده درمی آمیزند و
برزندگی اکنون ما جهت می دهند . فقط یک لحظه لحظه ای
به اندازه گوش دادن ثانیه شمار به حرف های تو کافیست تا
گذشته از ابهام امروز دور شود وبه رویاهای آینده رنگی
از واقعیت دهزندگی ابهامی بیش نیست.زندگی
فقط یک رویاست که تو در ذهنت وبا افکارت به آن معنا می دهی.
[ ] [ ] [ فرزانه ]
[ ]
نمیدانم چه میخواهم خدایا بدنبال چه میگردم شب و روز چه میجوید نگاه خسته من چرا افسرده است این قلب پرسوز ز جمع آشنایان میگریزم به کنجی میخزم آرام و خاموش نگاهم غوطه ور در تیرگیها به بیمار دل خود میدهم گوش گریزانم از این مردم که با من بظاهر همدم و یکرنگ هستند ولی در باطن از فرط حقارت به دامانم دو صد پیرایه بستند دل من ای دل دیوانه من که میسوزی از این بیگانگی ها مکن دیگر زدست غیر فریاد خدا را بس این دیوانگی ها [ ] [ ] [ فرزانه ]
[ ]
عروسک ها می آیند و می روند.عروسک ها گریه می کنند و می خندند
تجارت می کنند گناه می کنند عروسک ها به هم خیانت می کنند و
روزگار همیشه باعروسک هایش بازی می کند.عروسک همه زندگیش
کاغذ بازی می کند و تمام عمرش
را صرف می کند برای جمع کردن یک مشت کاغذ رنگی.بعد رویاهایش
رابا کاغذ رنگی می سازد.قصه می سازد شادی می سازد مشهور
می شود طوری که همه عروسک ها و
مترسک ها و آدم آهنی ها برایش خم و راست می شود.عروسک با کاغذ رنگی هایش زندگی می کند.عروسک می میرد با گناه هایش اما بدون کاغذرنگی هایش.
[ ] [ ] [ فرزانه ]
[ ]
هرگز در ميان موجودات مخلوقي كه براي كبوتر شدن آفريده شده كركس نميشود. اين خصلت در ميان هيچ يك از مخلوقات نيست جز آدميان. «ويكتورهوگو کتاب بينوايان» [ ] [ ] [ فرزانه ]
[ ]
در شگفتم که سلام آغاز هر دیداریست ،
[ ] [ ] [ فرزانه ]
[ ]
انسان با۳ بوسه تكميل ميشود: ۱)بوسه ي مادر كه با آن پا به عرصه خاكي ميگذارد ۲)بوسه ي عشق كه با آن يك عمر زندگي ميكند ۳)بوسه خاك كه با ان پا به عرصه ابديت ميگذارد. [ ] [ ] [ فرزانه ]
[ ]
درد من حصار برکه نیست ، درد زیستن با ماهیانی است که فکر دریا به ذهنشان خطور نکرده. "دکتر علی شریعتی" [ ] [ ] [ فرزانه ]
[ ]
با تـــــو هر گوشه ی این خانه برای من بهشتی ست ... غمم نیست از رانده شدن ! تو خود بهشتی ... خیال تو بهشت است !! در آخرین برگ دفترچه ی یادداشت حوا نوشته بود: عشق در خانه ی دل جایش امن تر است دربدرش مکن! [ ] [ ] [ فرزانه ]
[ ]
|
|
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |